تبليغاتX
یاران همراه

یاران همراه

سلام دوستان!

ولادت حضرت علی (ع) و روز پدر مبارک.

البته می دونم هیچ کدومتون هنوز پدر نشدین !!!! ولی گفتم که یه ذرره خوشحال بشین !!!

امروز هم عید هست و چون احتمالا هر کسی ممکن هست با خانواده برنامه ای داشته باشه استثنائا جلسه امروز رو برگزار نمی کنیم.

باز هم عید همتون مبارک !

به پدرهای گلتون هم تبریک بگین!

خوش باشین !

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 9:40  توسط ارسلان جم (قائم مقام گروه)  | 

سلام به همگی دوستان !

محسن هم که رفتش ! جاش خیلی خالی هست !

بالاخره هر کسی باید بره دنبال زندگی و آیندش . این رسم روزگار هست !

امیدوارم هر چهارشنبه  ساعت ۷ عصر بتونم تعداد زیادی از شما ها رو ببینم!

همیشه همه ی رشته ها و همه ی ورودی های دانشگاه به صمیمیت و با حالی ورودی های کامپیوتر ۸۲ حسادت می کردن ! حسادت هم که نه . ولی تو کفش بودن ( خودمونی  گفتم دیگه )

یه کاری کنیم که باز هم همه تو کفش بمونن تا سال ها !!!!!!!

مخلص همتون هم هستم !

از محسن هم ممنونم که به من اعتماد کرد و این وظیفه رو بر عهده ی من گذاشت !!!!!

همتون رو می بینم این هفته !!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 12:9  توسط ارسلان جم (قائم مقام گروه)  | 

سلام.

یک روزی ما آمدیم و این گروه را راه انداختیم. امروز روزی است که باید برویم. هر آمدنی را رفتنی است قطعی! نمی دانم این رفتن٬ رفتن بدی است یا خوب. ولی به هر حال حس پدرخواندگی من این را حکم می کند که باید پدرخوانده بعدی را حتما معرفی کنم. خوب من هم این کار رو می کنم. اما با چند تفاوت کوچک که دلایلش بماند واسه اهلش.

آقا ما همچنان مدیر این گروه باقی خواهیم ماند. چطوری هم نداره. در عصر ارتباطات و فن آوری اطلاعات هستیم نا سلامتی. اما آقای ارسلان جم را به عنوان قائم مقام گروه مشخص و نصب می کنم. معاون ایشان آقای نوید یمینی و جهت بازرسی٬ آقای جسین آذرنیا ٬از نزدیکان بنده٬ را منصوب می کنم.

پدرخوانده

امید وارم که با همان صفا و صمیمیت قبلی این جلسات ادامه پیدا کند. من هم دعاتون می کنم.

و یه چیز دیگه. شما که به فکر ما نیستید. حتی جلسه ی خداخافظی هم که خیلی هاتون نیامدید. اینجا  هر چی می خواین واسم بنویسین!

یا حق!

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 10:41  توسط محسن ثقفی  | 

سلام.

در جلسه  ۲۲/۳/ همگی به خداحافظی پرنیان آمده بودیم. با سه تن دیگر در این جمع هم خداحافظی شد. امین و حسن و من. برای رفتن آنها وقت داریم اما برای پرنیان تا در خاک ایران است می خواهیم پیام بنویسیم. پس بچه ها ما رو ضایع نکنین ها!

هر چی که فراموش کردین بهش بگین...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 0:47  توسط محسن ثقفی  | 

سلام.

دوستان عزیز٬ طبق مقررات و قوانین گروه٬ این هفته یعنی ۱۵/۳/ جلسه تشکیل نمی شود. ۲۲/۳/ چشم به راهتان هستیم.

ضمنا از تمامی دوستانی که جهت همکاری در وبلاگ اقدامی نکردند٬ تشکر می کنم.

یا حق!

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 1:13  توسط محسن ثقفی  | 

سلام.

از اینکه همه امشب اومدین ممنون!

امشب من و ناصر فقط بودیم. جاتون خالی. ولی برای باقی موندن این گروه به یاری و همت همگی نیاز هست.

امید وارم که دلیل قانع کننده ای داشته باشین.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 22:33  توسط محسن ثقفی  | 

سلام دوستان.

واسه تنوع می خوایم مکان جلسه رو موقتی تغییر بدیم. ببینید موافق هستید یا نه؟

تو مدت زمانی که فکر می کنید واسه اینکه آیا مکان تغییر کنه یا نه٬ لطف کنید لیست مکانهایی که میشه رفت رو در بیارید. چون حتما این تغییر خوبه.  این مکانها رو همین جا اعلام کنید.

ممنون

یا حق!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:59  توسط محسن ثقفی  | 

سلاو دوستان

یه خبر فوری

به دلیل پیشنهادات گسترده، ساعت جلسه از 8.5 به 6.5 تغییر یافت. پس ، فردا ساعت 6.5 ، کافی شاپ لوتوس.

یا حق!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 19:49  توسط محسن ثقفی  | 

سلام. بالاخره انتظار ها به پایان رسید و ما دور هم جمع شدیم. بسیار خوشحال شدیم که بچه ها دور هم جمع بودیم و حالی خوش گذشت. در این مدت حتی یک لحظه هم ناخوشحال نبودیم. متاسفانه اینقدر یا بهتره بگم اونقدر مشعوف شده بودیم که اصلا یادمون رفت عکس بگیریم. پس بنابر این ما از این گردهمایی هیچ گزارش تصویری نداریم. ولی انشاءالله برای هفته های دیگه این گزارش تصویری رو هم خواهیم داشت.

یه موضوع دیگه هم اینکه بابا یکم دست از تنبلی بردارید و بیاید تو وبلاگ یکم راه بیافته.

تا بعد. یا حق!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 1:2  توسط محسن ثقفی  | 

سلام دوستان.

خیلی ممنونم از اینهمه بذل توجهی که به ما داشتین و مدام به وبلاگ سر زدید تا به این حد که چشممان از حدقه در اومد. بعضی ها فکر کردن یه بار بیان سر بزنن دیگه تموم می شه، اما کور خوندن. من بر نامه ویژه ای دارم.

تو مسابقه هم که شرکت نکردید. ما هم که اِند صداقت هستیم تمامی جوایز رو واسه مسابقه بعدی نگه می داریم. می تونستیم واسه خودمون بر داریم اما...

جواب مسابقه رو خودم می گم. چهارشنبه 21 فروردین 1387،  اولین جلسه حضوری این گروه خواهد بود. منتظر همتون هستم.

 

ترا من چشم در راهم شباهنگام
که می گیرند در شاخ " تلاجن"  سایه ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم
ترا من چشم در راهم.
 
شباهنگام،در آندم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یاد آوری یا نه
من از یادت نمی کاهم
ترا من چشم در راهم.*

 

دوستانی هم که می خوان جزء نویسنده های وبلاگ باشن با من تماس بگیرن یا یک میل بفرستن تا این کار رو براشون انجام بدم.

این قدر هم دیگه بی معرفت نباشید. وبلاگ من که نیست. وبلاگ خودتونه!

دیگه صحبت خاصی نمی مونه. تا 21ام، کافی شاپ لوتوس، یا حق.

----------------

* نیما یوشیج

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 0:12  توسط محسن ثقفی  |